محمود نجم آبادى

391

تاريخ طب در ايران ( فارسى )

خطيرى داشتند . دسته دوم اطباء عادى و معمولى كه در حقيقت پزشكان معالج بودند و از نظر مقام و درجه پائين‌تر از اوليها قرار داشتند . غير از دو دسته بالا رئيس كل اطباء وجود داشته كه نام آن را " ايران درستبذ " گفته‌اند كه مىتوان به وى نام رئيس الاطباء داد ، يا در اصطلاح امروزى وزير بهدارى مىباشد . از طرفى رئيس كل پزشكان جسمانى و روحى را زرتشتر و توم ( Zarathush treotum ) مىخواندند كه اين عنوان به موبدان موبد اطلاق شده است . غير از طبقات بالا در هوسپارم نسك از ميان اطباء متخصص نام كحال ( چشم پزشك ) نيز آمده است . اما از نظر درمان اطباء چنان كه در فصل مربوط به تقسيم‌بندى آنان در دوران هخامنشىها متذكر گرديديم به دسته‌هاى چند منقسم بودند : 1 - دسته اول پزشكان و شفادهندگان الهى بودند كه برتر از تمام پزشكان بشمار مىرفتند ، 2 - دسته دوم آنان كه با گياهان درمان مىكردند ( گياپزشك ) و مستحفظين آتش يا آذربان كه عموما به درمان امراض طبى مىپرداختند . اينان به دو طبقه تقسيم مىگرديدند : طبقه اول همان درستبذ يا رئيس بزرگ بهداشت ( حافظ الصحه ) بوده كه كارشان بر طرف نمودن علل كلى امراض بود ، طبقه دوم آنها كه پس از ظهور بيمارى به طبابت مىپرداختند و به نام تن‌پزشك بودند . غير از دسته‌هاى بالا دسته‌هاى ديگر طبيب بودند كه در در درجه دوم اهميت قرار داشتند كه به طبقه صنعتگران كشور اختصاص داشتند . طبيب عموما از ميان اشراف ( شريف‌ترين خانواده‌ها ) و برجستگان كشور